تاریکی....

میان تاریکی ترا صدا کردم
سکوت بود و نسیم
که پرده را می برد
در آسمان ملول
ستاره ای می سوخت
ستاره ای می رفت
ستاره ای می مرد
ترا صدا کردم
ترا صدا کردم تمام هستی من
چو یک پیاله ی شیر
میان دستم بود
نگاه آبی ماه به شیشه ها میخورد
ترانه ای غمناک چو دوده بر می خواست
ز شهر زنجره ها چو دود میلغزید
به روی پنجره ها
تمام شب انجا میان سینه من
کسی زنو میدی نفس نفس میزد
کسی بپا می خواست
کسی ترا میخواست
دو دست سرد اورا
دوباره پس میزد
تمام شب آنجا
ز شاخه های سیاه
غمی فرو میریخت
کسی ز خود می ماند
کسی ترا می خواند
هوا چو آواری به روی او میریخت
درخت کوچک من
به باد عاشق بود
به باد بی سامان
کجاست خانه ی باد؟
کجاست خانه ی باد؟

/ 0 نظر / 5 بازدید